السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

106

تفسير الميزان ( فارسي )

ترجمه آيات پروردگارت حكم قطعى كرده كه غير او را نپرستيد و به والدين احسان كنيد ، و اگر يكى از آن دو در حيات تو به حد پيرى رسيد ، و يا هر دوى آنان سالخورده گشتند زنهار كلمه اى كه رنجيده خاطر شوند مگو و كمترين آزار به آنها مرسان و با ايشان به اكرام و احترام سخن بگو ( 23 ) . از در رحمت پر و بال مسكنت بر ايشان بگستر و بگو پروردگارا اين دو را رحم كن همانطور كه مرا در كوچكيم تربيت كردند ( 24 ) . پروردگار شما ، به آنچه در دلهاى شما است آگاه است اگر صالح باشيد خداوند براى توبه گزاران غفور است ( 25 ) . حق خويشاوند و مسكين و راه مانده را بده ، و اسراف و زياده روى هم مكن ( 26 ) . چه اسرافكاران برادران شيطانهايند ، و شيطان كفران پروردگار خود كرد ( 27 ) . و چنانچه از ارحام و فقيران ذوى الحقوق مذكور چون فعلا نادار هستى ولى در آتيه به لطف خدا اميدوارى ، اكنون اعراض مىكنى و توجه به حقوقشان نتوانى كرد باز به گفتار خوش و زبان شيرين آنها را از خود دلشاد كن ( 28 ) . ( در انفاق به محتاجان زياده روى مكن ) نه بخل بورز كه گويى دستت را به گردنت بسته‌اند و نه آن چنان باز كن كه چيزى ( براى روز مبادا ) نزد خود نگذارى آن وقت تهىدست بنشينى و خود را ملامت كنى ( 29 ) . كه پروردگار تو رزق را براى هر كه بخواهد توسعه مىدهد و براى هر كه بخواهد تنگ مىگيرد . آرى او به ( صلاح ) بندگان خود آگاه و بينا است ( 30 ) . و فرزندان خود را از ترس فقر مكشيد ، ما آنان را و خود شما را روزى مىدهيم ، و كشتن آنان خطايى بزرگ است ( 31 ) . و نزديك زنا مشويد كه زنا هميشه فاحشه بوده و روشى زشت است ( 32 ) . و خونى را كه خدا محترم شمرده مريزيد ، مگر آنكه كشتن او حق باشد ، و كسى كه بىگناهى را بكشد ما براى ولى او سلطنت و قدرت قانونى قرار داده‌ايم ( كه مىتواند قاتل را بكشد ) پس نبايد كسى در